تبليغاتX
لژیون آقای صادقی و درمان اعتیاد
لژیون آقای صادقی و درمان اعتیاد


درمان اعتیادبا روش dst

بیایید این آتش ویرانگر رامهارکنیم
 
اعتیاد آغازی آرام، ادامه ای پرسرو صدا


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 17 آذر1390 توسط حسین رحمتی |
 اغلب افراد تصور می‌کنند که اعتیاد فقط جنبه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارد اما گاهی اوقات فراموش می‌کنیم که باورهای غلط درباره اعتیاد نیز اعتیادآفرین هستند. شناسایی برخی از این باورهای غلط به ما کمک می‌کند که از این معضل اجتماعی پیشگیری کنیم.در این نوشته، سعی می‌کنم 6 باور رایج اما غلط در جامعه را در همین موضوع بازگو کنم...


1 قرص‌ها و داروها خطری ندارند!

بسیاری از والدین و خانواده‌ها فکر می‌کنند، اعتیاد فقط به مواد مخدری مانند تریاک، شیره، هرویین و کراک خطرناک است و اگر در وسایل فرزندانشان قرص یا دارو پیدا کنند، گمان می‌برند، دارو ضرری ندارد و چون کارخانه‌های دارویی آن را تهیه می‌کنند و داروخانه آن را عرضه می‌کنند، پس به طور کامل بی‌خطر هستند! باید بدانیم که این یک تصور غلط است و داروهایی مانند ترامادول، دیفنوکسیلات، انواع داروهای حاوی کدیین، بنزودیازپین‌ها یعنی داروهایی که به زپام ختم می‌شوند (دیازپام، کلونازپام، فلورازپام و...) کلردیازپوکساید، فنوباربیتال و زاناکس یا آلپرازولام نیز از جمله داروهای اعتیادآورند که درمان اعتیاد آنها بسیار دشوار است.

2 شیشه‌ اعتیادآور نیست و مورفین را می‌شوید!

بسیاری از فروشندگان مواد برای تبلیغ مواد خود، ادعا می‌کنند که ماده شیشه اعتیاد ندارد. این در حالی است که شیشه از اعتیادآورترین مواد شناخته شده است. بسیاری از معتادان سابقه‌دار می‌گویند ما به تریاک، شیره و سایر مواد خانواده تریاک معتاد بوده‌ایم. بارها ترک کرده‌ایم و ماه‌ها و سال‌ها پاک مانده‌ایم ولی دوباره اعتیادمان عود کرده است. در صورتی که ترک کردن اعتیاد به شیشه اساسا معنی ندارد. همچنین، هستند نوجوانانی که یک بار برای کنجکاوی ماده شیشه را تجربه کرده‌اند و الان به آن معتادند. در ضمن، اعتیاد به سایر مواد (خانواده تریاک و حاوی مرفین) به هیچ وجه موثر نیست و این ادعا یک دروغ محض و فریبنده است.

3 ترک اعتیاد آسان است!

این جمله با روح پیشگیری در تضاد است. ترک اعتیاد به هیچ‌وجه آسان نیست. تجربه نشان داده است، از هر صد نفر معتاد مراجعه کننده به مراکز درمانی، شاید بتوان فقط بیست نفر را آن هم در طول فقط یک سال پاک نگه داشت. شایان ذکر است، حرف‌هایی مانند درمان تضمینی، ترک اعتیاد در چهار ساعت، ارسال دارو به شهرستان و کپسول‌های ماهواره‌ای، بیشتر به مزاح و شوخی شبیه است. مگر می‌توان یک معتاد با بیماری مزمن را در چهار ساعت درمان کرد؟ درمان اعتیاد حداقل به شش ماه زمان نیاز دارد.

4 پسر من ورزشکار است، پس هیچ‌وقت معتاد نمی‌شود!

متاسفانه، برخی از افراد معتاد در پشت پرده ورزش، مصرف مواد را آغاز کرده‌اند. به یاد داشته باشیم، برای حفاظت از فرزندانمان آگاهی و توانمندی‌های ضروری زندگی مانند مهارت «نه گفتن»، «حل مساله» و «تصمیم‌گیری» لازم است. ورزش کردن نقش پیشگیرانه دارد اما کامل نیست. در کنار ورزش، ارتباط صمیمی با فرزند و آموزش خطرهای مواد اعتیادآور، پرهیز از مصرف سیگار و قلیان نیز از ضرورت‌های پیشگیری از اعتیاد محسوب می‌شود.

5 پسرم دانشجو شده و دیگر خیالم راحت است که معتاد نمی‌شود!

این باور غلط، بسیاری از دانشجویان و خانواده‌های آنان را گرفتار کرده است.خانواده‌هایی هستند که تصور می‌کنند فرزندشان در شهرستان در حال گذراندن واحدهای درسی دانشگاهی است اما یک سال است که او از دانشگاه اخراج شده است. اگر فرزند ما توانسته است از سد کنکور بگذرد، این نشان از توانمندی او دارد اما این توانمندی برای اعتماد زیاد و یک طرفه و حس غرور کاذب در برخی دانشجویان، آنها را گرفتار مواد اعتیادآور و مشکلات درمان کرده است.

6 خانواده ما در مکانی آلوده زندگی می‌کند، پس قسمت فرزندانمان است که معتاد شوند!

بسیارند خانواده‌هایی که در مکان‌های آلوده زندگی می‌کنند اما به طور دقیق به توصیه‌ها و آموزش‌های کارشناسی توجه کرده‌اند و اکنون فرزندانی سالم دارند. پس این باور درستی نیست و نباید خانواده‌ها از این مکان‌های آلوده ترسی به دل راه بدهند. البته اگر خانواده‌ها می‌توانند، باید در محیط سالمی برای رشد فزرندانشان زندگی کنند اما توجه به اصول عملی پیشگیری و اجرایی کردن آن، حتی در آلوده‌ترین مناطق نیز نقش موثری در سلامت فرزندان دارد.
 

برچسب‌ها: اعتیاد, معتاد, کنگره 60, شیشه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 توسط حسین رحمتی |


امروز چهارشنبه 20/2/91 وارد پروژه درمانی شربت OTشدم همه
بچه های سفر اولی در لژیون ما با شربت OT سفر میکنند و من آخرین
نفری بودم که وارد این پروژه درمانی شدم و احساس بسیار خوبی دارم
و به امید اینکه تمام بچه های سفر اولی که با شربت OT سفر میکنند
در طول سفر از آموزشهای ناب کنگره 60 استفاده لازم را برده
و به
درمان قطعی برسند و لذت رهایی از بند اعتیاد را تجربه کنند .

کمال تشکر از جناب مهندس دژاکام و تمامی کسانی که در پروژه درمانی شربت OT زحمت میکشند را دارم.


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, شیشه, کراک
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 توسط حسین رحمتی |


پنجمین جلسه از دوره چهل و پنجم از کارگاههای آموزشی خصوصی
کنگره 60 شعبه شادآباد مورخه 17/2/91 با دستور جلسه وادی نهم و
تاثیر آن روی من با استادی جناب آقای ابراهیم صادقی راس ساعت 17
آغاز به کار گردید.





 

بیس و اساس آموزشهای کنگره 60همین وادی ها و قوانین است ،که راهکار های مناسب برای خروج از تاریکی ها را  به ما میدهد.  همه ما میدانیم که کسی که تا به حال مواد مخدر مصرف نکرده ، 1 تا1.5  گرم تریاک برای او میتواند کشنده باشد، درواقع شخصی که مواد مخدر مصرف نکرده نقطه تحملش در زمینه مصرف کردن مواد مخدر پایین است، با تکرار مصرف مواد مخدر همراه با گذشت زمان اتفاقاتی در شهر وجودی شخص می افتد و آن شخص بعد از مدتی ، شاید دوز مصرفیش بیشتر از 1.5 گرم و به 3الی ۵  گرم هم برسد، در واقع آن شخص نقطه تحملش در رابطه با مصرف مواد مخدر بالا رفته و همچنین یک فرایند عکس هم برایش اتفاق افتاده و این فرایند عکس ،این است که نقطه تحملش در مقابل مصرف نکردن مواد پایین آمده، یک روز من با تکرار مصرف موادمخدر وطی زمان بر روی خودم تخریب ایجاد کردم، اما کنگره 60با ابداع روش دی اس تی از همین قانون و همین روش برای درمان استفاده کرده است.
  در این مدت علاوه بر اینکه سیستم شبه افیونی بدن بازسازی میشود، نقطه تحمل شخص در مقابل مصرف نکردن بیشتر می شود. این رابطه وادی با سفر اول و درمان بود، اما ردپای این وادی را در صور پنهان هم میتوانیم ببینیم،  اگر در کنگره60 درمانی اتفاق می افتد ،ریزش  وتزکیه و پالایش صورت میگیرد، به جهت آموزشهایی است که ما در کنگره 60 داریم .
وقتی  تحت یک سری آموزشهای ناب و خاص  نگرش و دید گاه شخص  تغییر کند، رفته رفته گفتار و کلام و کردارش هم تغییر میکند و دگرگون میشود.
 وقتی من در جهت ضد ارزشها حرکت می کردم نقطه تحملم در رابطه با انجام ندادن مسائل ضد ارزش بسیار پایین بود وقتی نگرش من افیونی است  وقتی عملکرد من افیونی است و از یکسری ادبیات خاص افیونی در گفتار روزمره استفاده میکنم ؛ در واقع فرمان عقل اجرا نمی شود، ممکن است من خواسته های بسیار خوبی هم داشته باشم ،اما کلید شهر وجودی من در دستم نیست و هر چه قدر من در مسیر ضد ارزشها حرکت کنم در رابطه با مسائل ارزشمند کار برایم سخت تر میشود ، بالعکسِ این اتفاق هم می افتد .
اگر من بخواهم تغییر کنم  و در مسیر کنگره 60قرار بگیرم و آموزشها را جدی گرفته و در زندگیم کاربردی کنم، رفته رفته  وقتی در مسیر ارزشها حرکت کنم آن وقت میبینم یک توانمندی در من ایجاد شده و به اعتماد به نفس بالا رسیده ام و به راحتی تسلیم فرمانها و خواسته های نفس اماره نمی شوم چون آموزش دیده ام و به سمت مسائل ضد ارزش کمتر می روم .
 اتفاقی که در کنگره 60می افتد همین است که افراد می آیند و در پرتو آموزشهای ناب کنگره  60قرار میگیرند وتوانایی هایشان و نقطه تحملشان در انجام ندادن مسائل ضد ارزش بالا میرود.  
 من فکر میکنم نقطه تحمل هر شخص به اندازه جهانبینی اش است.
 نوع نگاه من تعیین میکند که نقطه تحمل من درمورد آن چقدر باشد، از
سی دی پادزهر آقای امین به یاد دارم که وقتی  می خواهند شخصی را درمقابل یک بیماری واکسینه کنند از همان میکروبهای بیماری  به صورت ضعیف شده اش به عنوان واکسن استفاده میکنند  و باعث می شود که سلولهای شخص در مقابل بیماری مقاوم  شده و نقطه تحملش در رابطه 
با آن بیماری بالا رود که در واقع سختی ها همان پادزهر و واکسنی است
که ما را قوی می کند تا سختی های بزرگتر را راحتر پشت سر بگذاریم که این سختی ها یا باز پرداخت بدهی ماست یا خواسته ای داریم که برای رسیدن به خواسته مان باید یکسری آزمون بدهیم که سختی ها همان آزمونها هستند.
 امیدوارم همه ما بتوانیم این وادی را در کلیه مراحل زندگیمان پیاده کنیم و بتوانیم درس خوبی از این وادی بگیریم .   

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 اردیبهشت1391 توسط حسین رحمتی |

 


ای عزیز ، اگر می دانی زهی سعادت ، و گر نه ! بیاد آور !
من نمی دانم که آیا تو می دانی در پیشگاه خداوند و دوستانت پیمان بسته ای که از راه معرفت، عمل سالم و عدالت خارج نشوی.

من نمی دانم که آیا تو بیاد داری چگونه، به اینجا آمده ای؟!

من نمی دانم که آیا تو بیاد داری چگونه، خود را به این جایگاه رسانده ای؟!

من نمی دانم که آیا تو می دانی چرا مورد احترام دیگران قرار داری؟!

ولی این را نیک می دانم که اگر خوب بنگری می توانی تصویر گذشته، حال و آینده را رویت کنی و این را نیز نیک می دانم، اگر در جایگاه خودت استوار باشی و گرفتار اهریمن نشوی و جز عشق خدمت به همنوعان خودت سودای دیگری در سر نپرورانی به جایگاه بالاتری سوق داده خواهی شد که مملو از صلح و آرامش است،در غیر این صورت خود
می دانی که به سرعت جهان به کامت تلخ خواهد شد.

پس آن کنیم که فرمان عقل است

که فرمان خداوند هم، همین است.

با احترام

حسین دژاکام
۱۳۹۱/۲/۹


 
از طرف خودم و دیگر اعضای لژیون هفته راهنما را خدمت تمام

راهنمایان وکمک راهنمایان کنگره ۶۰به ویژه راهنمای گرانقدرخودمان

آقای ابراهیم صادقی تبریک عرض مینمایم.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 اردیبهشت1391 توسط حسین رحمتی |

مضرات قلیان,کشیدن قلیان

یک سری باورهای نادرست و واقعیت درباره کشیدن قلیان وجود دارد که برای شما بیان می کنیم:

باور غلط 1- ازآنجا که تنباکوی قلیان از طریق آب فیلتر می‌شود، کلیه مواد مضر آن تصفیه می‌شود.

واقعیت 1- کشیدن تنباکو از طریق آب، مواد سرطان‌زای آن را تصفیه نمی‌کند. این دود می‌تواند به اندازه دود سیگار اثر مخرب بر روی ریه و قلب داشته باشد.

باور غلط 2- استنشاق دود قلیان ریه‌ها را نمی‌سوزاند، به همین دلیل مضر نیست.

واقعیت 2- دود قلیان وقتی استنشاق می‌شود، ریه‌ها را نمی‌سوزاند، زیرا از طریق آبی که در پایین آن قرار دارد خنک می‌شود. با اینکه دود خنک می‌شود، اما هنوز هم حاوی مواد سرطان‌زایی است که برای بدن مضر است.

باور غلط 3- کشیدن قلیان سالم‌تر از کشیدن سیگار است.

واقعیت 3- دود قلیان به همان اندازه دود سیگار مضر است. قلیان به طریقی متفاوت دود تولید می‌‌کند: دود سیگار از سوختن تنباکو ایجاد می‌شود، در حالی که دود قلیان از طریق گرم شدن تنباکویی که در کاسه‌ای بالای آن قرار دارد از طریق زغال تولید می‌شود. محصول نهایی آن یعنی دود، یکسان است که حاوی مواد سرطان‌زا است.

باور غلط 4- کشیدن قلیان به اندازه کشیدن سیگار اعتیادآور نیست، زیرا نیکوتین ندارد.

واقعیت 4- تنباکوی قلیان هم مثل تنباکوهای معمولی حاوی نیکوتین است. در واقع، در یک جلسه 60 دقیقه‌ای قلیان، فرد در معرض حجم دودی 100 تا 200 مرتبه بیشتر از یک سیگار قرار می‌گیرد.

باور غلط 5- تنباکوی گیاهی قلیان سالم‌تر از تنباکوی معمولی است.

واقعیت 5- این هم مثل کشیدن سیگار گیاهی یا "طبیعی"، فرد را در معرض مواد سرطان‌زا قرار می‌دهد....ادامه در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 فروردین1391 توسط حسین رحمتی |
 

گفتگو باخدا

این مطلب اولین بار در سال 2001 توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت.

این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت 4 روز بیش از پانصد هزار نفر

به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند.

این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد.


Interview with god

گفتگو با خدا


I dreamed I had an Interview with god

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم.


So you would like to Interview me? "God asked."

خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی؟


If you have the time "I said"

گفتم : اگر وقت داشته باشید.


God smiled

خدا لبخند زد


My time is eternity

وقت من ابدی است.


What questions do you have in mind for me?

چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی؟


What surprises you most about humankind?

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟


Go answered ....

خدا پاسخ داد ...ادامه را در ادامه مطلب بخوانید



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 23 فروردین1391 توسط حسین رحمتی |

نیکوتین و مضرات سیگار

در سیـگار حـدود ۴۰۰۰ مـاده شـیمـیایی خطرناک همچون آمونیاک، سرب و آرسنیک موجود میباشد اما مـاده ای کـه سبب میگردد افراد بدنبال سیگار گرایش یابنـد نـیـکوتـیـناسـت. نیـکوتـیـن از بـرگـهـای گیاه تنباکو بدست می آیـد.

نیکوتین یک آلکولوئید (شبه قلیا) بسـیـار سـمی و روغـنمانند میباشد. نیکوتین تاثیر مضاعف تحریک و سرکوب گر در بـدن دارد. یـک نـخ سـیگار حاوی ۸ الی ۲۰ میـلی گـرمنیکوتین است که تنها ۱ میلی گـرم آن هنـگـام کـشــیدن سیـگــار جذب بدن می گردد. شایان ذکر است کـه تـنـهـا۲ الی ۵ میلی گرم نیکوتین سبب تهوع و استفراغ و تنها ۶۰ میلی گرم از این ماده مرگ آور میباشد. راه های ورودنیکوتین به بدن ۳ طریق میباشد:

• جذب از طریق پوست
• جذب از طریق ریه ها
• جذب از طریق غشاء مخاطی بینی و دهان
بیـشتـرین جـذب نیـکوتین از طریق استنشاق و آلوئولهای (کیسـه های ریـز هـوایـی که تبادل گازها در آن ها صورت میگیرد) ریه می بـاشد. نیـکوتین پس از ورود به جریان خون مستقیما و سریعا به مغز میرسد و سپس در تمام بدن منتشر میگردد. تـنها ۱۰ الی ۱۵ثانیه زمان کافی است که پس از اولین پک شما به سیگار نیکوتین به مغز شما برســد. مهمتریت اثر نیکوتین نیز بر روی مغز اعمال میگردد اثراتی که باعث:
۱- احساس لذت و خوشایند از کشیدن سیگار
۲- احساس تحریک پذیری پس از ترک سیگار
میگردد. نیمه عمر نیکوتین در بدن ۱ ساعت می بـاشد بـدین مــفهوم که پس از سپری شدن ۶ ساعت از کشیدن سیگار تنها در حدود ۰٫۰۳۱ میلیـگرم از ۱ میلی گرم نیکوتین جذب شده در بدن باقی خواهد ماند. بدن از طرق زیر از شر نیکوتین خلاص میگردد:
۱- ۸۰ درصد نیکوتین توسط آنزیمهای کبد تجزیه میگردد.
۲- نیکوتین در ششها متابولیزه شده و به کوتینین و اکسید نیکوتین تبدیل میگردد.
۳- کوتینین و دیگر مواد متابولیزه و باقی مانده نیکوتین نیزتوسط کـلـیه هـا فیلتر شده و از طریق ادرار دفع میگردند.
• نیمه عمر کوتینین ۲۴ ساعت میباشد بنابراین با آزمایش ادرار حتی تا ۲ روز بعد قادر می بـاشید تشخیص دهید فرد اخیرا سیگار کشیده یا خیر.
• برخی افراد کبدشان آنزیم کمتری به مـنـظور تــجزیه نیکوتین ترشح کرده بنابراین اینگونه افراد در روز به تعداد سیگار کمتری برای تداوم اثرات سیگار نیازمندند.
• افرادی که بطور مداوم سیگار می کشـنـد بـدنشـان نـسبت به نـیکوتین مقاومت حاصل کرده و برای دستیابی به اثرات سیگار
به تعداد سیگار بیشتری نیاز دارند.

اثرات و مضرات نیکوتین در بدن

نیکوتین عملکرد بدن و مغز شما را دگرگون میـکـند. نتیجه نـهایـی متناقض میباشد: نیکوتین هم نیرو بخش و محرک
و هم سرکوبگر و آرامش دهنـده اسـت. نـیکوتین اثرات زیررا در بدن ایجاد میکند:
۱- نـیـکوتـین سبـب تـرشـح فـوری آدرنالین می گردد. با اثر آدرنالین هنگامی کـه شـمـا وحشتزده هستید و یا حالت هجومی پیدا میکنید آشنا هستید: ضربان قــلبتان سریعتر شده، افزایش فشار خون، تنفس سریع و کم عمق، افزایش گلوکز خون، کـاهـش دمای پـوسـت، تحریک سیستم عصبی مرکزی. خـود نیـکوتـیـن نـیز به نوبه خـود مـانـع تـرشـح هورمون انسولین میگردد (انسولین قند خون را کاهش میدهد) بـنابراین نیکوتین سبب میـشـود گلوکز بیش از معمول در خون وجود داشته باشد که بـاعث مـی گــردد شـخـص احساس گرسنگی کمتری کند.
۲- نیکوتین متابولیسم پایه را افزایش می دهد یعنی فرد کالری بیشتر از معمول خواهد سوزاند. بنابراین به مرور زمان وزنشان کاهش خواهد یافت.
۳- نیکوتین سبب افزایش ترشح استیل کولین می گردد .افزایش استیل کولیــن باعــث افزایش فعالیتهای نورونهای مغزی، بهبود سرعت عمل واکنش شما به محرکات، افزایش توانایی تمرکز کردن میشود.
۴- افزایش ترشح دپامین: این همان عاملی است که به فرد در پـی اسـتـعـمـال سـیگار حس خوشی و نشاط میدهد.
۵- سبب آزاد سازی گلوتامات که سبب افزایش یادگیری و حافظه می گردد.
۶- افـزایش تـرشـح آنـدروفـیـن. آندروفین یک مسکن درد طبیعی بدن است و خـاصـیـتـی همچون مرفین دارد.
اما در دراز مدت نیکوتین اثرات مخرب زیر را بدنبال دارد:
۱- فشار خون بالا.
۲- انسداد عروق خونی و در پی آن سکته قلبی و مغزی.
۳- کاهش ویتامین C.
4- کاهش کارایی سیستم ایمنی بدن.
۵- سرطان دهان، گلو، حنجره و ریه.
۶- برونشیت و آمفیزم.
۷- زخم معده.
۸- کاهش وزن.
۹- کاهش حواس بویایی و چشایی.
۱۰- چین و چروک پوست .
۱۱- ناباروری در مردان
    منبع مجله اطلاعات پزشکی

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 فروردین1391 توسط حسین رحمتی |

 
بــاز مـــی آیــــد بــــهـــار دلـنشین / بــاز بــلـبــل مــی شــود با گل قرین
بــاز صـــحــرا پـر شقایق می شود / بــاز روشــن قــلب عـاشق می شود
فــصــل ســـرد از هــیــبت باد بـهار / مــی کــنـــد از پــیـش روی او فـرار
ســفــره هــا بــا هـفت سین آراسته / بــا گـــل مـــهـــر و صــفـــا پیراسته
بــر ســر سفره جـوان و خُرد و پیر / ســبزه و آئــیــنـه و مــاهـی و سـیر
سـیـب و سـنـبـل در کـنـار یــاسـمـن / عطربــیــد مـِشک چــون مُشک خُتَن
سرکه و سنجد، سماق و شمع و گل / عـــیـــد آمــد بـــا دف و ســاز و دُهُل
ســال نــوتـحـویل و سال کهنه رفـت / هــم دل مــا تـازه شد هم شال و رخت
یــا مــُقــلّب،قــلب مـــارا شـــاد کــن / یـــا مـــُدبّـــر خـــانــــه را آبـــاد کـــن
یـــا مـــُحـــول ،اَحســــنُ الــّحالم نما / از بـــدیـــهــــا فـــارغُ الـــبـــالــم نـما
ایـــن دل «جـــاویــد» را پـاک از ریـا / کُــن خــــدا ،ای قـــادر بـــی مــنـتــها

 

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 25 اسفند1390 توسط حسین رحمتی |

از فرمان بری تا فرمان دهی یک قانون کلی است که در هرزمینه صادق است مثل فرمان دهی پادگاناز یک فرمان بر تا یک فرمانده اما چیزیکه کنگره مطرح می کند درمورد یک حول محوردرمان در کنگره 60 ارتباط بین رهجو وراهنما است

درصور پنهان فرماندهی شهر وجودی را بیان میکند که دانستن این مطلب حائز اهمیت است که در دستورجلسات کنگره نیزمطرح شده است

خداوند برای سعادت انسانها یکسری قوانین را وضع کرده  وقتی شخصی فرمانهایی را که خداوند صادر کرده به صورت اجرایی در تمام مراحل زندگیش استفاده کند اتفاقی که برای آن شخص این است که از آن نقطه فرماندهی عبور میکند و نهایتا به فرماندهی شهر وجودی خودش می رسد یکی از آن  نقض فرمانها سو ءاستفاده از مواد مخدر است  خداوند در کتاب شریف در مورد خمر خیلی صحبت کرده است و ما میدانیم که طبق دیدگاه کنگره خمر به معنای پوشش و حجاب است هر چیزی که جلوی دید انسان یک پوشش حائل کند که انسان نتواند حقیقت را ببیند آن را خمر میگویند

یکی از آن چیزهایی که خمر قلمداد می شود همین مواد مخدراست  اولین کاری که نقض فرمان می کند انسان را وارد مقوله شرک می کند شرک به معنای شریک قائل شدن است یعنی من زندگیم را با مواد مخدر شریک شدم وقتی شریکی برای خودمان قائل شدیم یعنی اختیار صد در صد نداریم یعنی من  بهخ اندازهپنجاه درصد خودم اختیار دارم پس وقتی انسان در مقوله شرک وارد میشود یعنی اختیاراتش کم می شود این مسئله یک اصل کلیدی است که باید ساعتها در مورد این مقوله تفکر نمود اگر بخواهی فرماندهی شهر وجودی خودت را داشته باشی اولین کار این است که نقض فرمان نکنی و فرامین را اجرا کنی انسان اولین نفس یعنی نفس اماره را تجربه می کند قالب خواسته های نفس اماره نا معقول هستند یعنی بیشترین درصد ناخالصی ها در این مرحله است فرمانهای صادره اکثرا نامعقول هستند اجرای این فرمانها من را از درجه فرماندهی شهر وجودی خودم دور میکنند فرماندهی شهر وجودی آنقدر مهم است که وقتی شخصی مصرف کننده می شود تمام سیستم های بیوشیمی خود راتخریب میکند وکارهای خودش رانمی تواند انجام دهد

مثلا شخصی که تریاک مصرف میکرده الان آن تریاک دیگر جوابش را نمیدهدوبرای اینکه به یک تعادل نسبی برسدوبتواند کارهایش راانجام دهد مجبوراست موادش راتغیردهدواز یک مواد قویتراستفاده کند واین اهمیت ان فرماندهی را نشان میدهد

وقتی که من فرمانبری میکنم درواقع زمینه فرماندهی خودم را مهیا می کنم زمانی کلام من نافذ خواهد بود که من قبلا فرمانبر خوبی بوده باشم و آن کار را انجام داده باشم .

                                     صحبتهای استاد عزیزم جناب آقای صادقی در لژیون

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 23 اسفند1390 توسط حسین رحمتی |

 

اولین سال رهایی برادر لژیونی عزیزمان مسافر مرتضی خبازیان رابه
ایشان و راهنمای گرانقدر مان آقای صادقی تبریک عرض می نماییم.

پیام تولد
زیباترین عمل ،کاوش و یا جستجو در دنیای علم می باشد
از این وقتهای طلایی استفاده نمائید تا به عروج نزدیک شوید

 

نوشته شده در تاريخ شنبه 20 اسفند1390 توسط حسین رحمتی |

نگاه ها با هم متفاوت است

 هر کس از با توجه به زاویه دیدش یک برداشت دارد وبرداشتها با هم متفاوت است
 ما هر کدام درون خودمان یک متر داریم که با ان  همه چیز را قیاس میکنیم واندازه میکنیم وفتوا صادر میکنیم.
ما هر کاری را که  انجام می دهیم دوتا مشاور داریم، مشاورها فقط القا ،الهام را انجام می دهند.
 یکی  فرشته خوبی است ودائم مارا به کارهای خوب تشویق می کند وکه دائمآ انسان را به مسائل منفی تشویق میکند .
 انسانهایی که در سطح دانش واگاهی  پائینی قرار دارند ،همیشه صحبت ان مشاور منفی را قبول میکنند وتابع ان هستند وانهایی که مراحل بالاتری را طی میکنند، حرف ان مشاور خوب  را قبول میکنند.
 اگر در درون خودتان بروید صدای هر دو را میشنوید؛ولی اینها فقط القا را انجام میدهند ،دستور نمی دهند ،مجبور نمیکنند.
 وقتی ما میخواهیم راجع به هر موضوعی نظر بدهیم واظهار نظر کنیم ،باید از طریق متر درونی خود اندازه گیری کنیم وعمل کنیم ؛یعنی بر مبنای ان دانشی که داریم ان دانسته ها،ان چیزی که کسب کردیم ،بر مبنای ان باید تصمیم گیری کنیم .
 ادمی که دروغ میگوید دروغ گوها را خوب تشخیص میدهد،ادم دزد دزدها را خوب تشخیص می دهد ،وقتی ما مصرف کننده بودیم ،مصرف کننده ها را خیلی خوب تشخیص می دادیم،
 در جهان هر چیز چیزی جذب کرد           گرم، گرمی کشید ،سرد،سرد
 هر کسی به ان طرفی می رود که خودش در درون خودش هست؛
   اگر دانسته های زیادی داشته باشیم از نظر ادبیات ،کلام ، اینها ارزشی چندان ندارد ،تا زمانی که به عمل بیاید ؛اگر ما صد هزارتا کتاب بخوانیم قادر نیستیم نگاهمان را عوض کنیم؛
 یک مصرف کننده نمی تواند نگاهش را نسبت به مواد عوض بکند ،مگر اینکه در مسیر بهبودی قرار گیرد.
 تغییر نگاه به حرف وکلام نیست ؛
 این یک فرایند است باید این فرایند را عوض کرد؛
 کسی نمیتواند بگوید من تصمیم میگیرم از امروز راستگو بشوم،
 دروغ گفتن یک فرایند است ریشه دارد،یه سری مسائلی است که سبب دروغ گفتن می شود . یک مصرف کننده نمی تواند بگوید دیگر مواد مصرف نمیکنم، چون دست خودش نیست،ممکن است بتواند مواد را قطع کند،ولی میشود یک ادم به هم ریخته
(نگاه ونگرش مثبت وصحیح) زمانی حاصل می شود که ما یک سری تغییرات در درونمان ایجاد شود اگر تغییرات ایجاد شد ،نگاه فرق میکند؛اول باید تغییرات ایجاد شود،اگر تغییرات ایجاد شود  بعد نگرش تغییر می کند بعد نگاه عوض می شود بدون تغییردادن نمی توان نگاه را عوض کرد؛
 تا زمانی که از سخن به مرحله عمل قدم نگذاریم،امکانپذیر نیست.
 معلومات خالی به کار نمی اید ،معلومات باید وارد مرحله عمل شود.اموزشهای کنگره با عمل شود در غیر این صورت هیچ ارزشی ندارد ،هیچ اثری ندارد.
باید وارد مرحله عمل شوید البته نه شکنجه، نه زجر، نه تزکیه از طریق ریاضت ؛چون نفس گرسنه، اصلاح پذیر نیست؛نفس باید تربیت شود، تا سیر شود.
 برای تربیت نفس باید در جهت پالایش و تزکیه ذره ذره حرکت کنیم ،ارام ارام،کم کم.
 برای درست شدن تزکیه باید از ضد ارزش ها فاصله بکیریم ،تصویر مثبت ارائه دهیم،زاویه دید را تغییر دهیم.
 تمام مسائل در درون ماست درون ما متری هست که ما بر مبنای اون متر میتوانیم عوض کنیم؛تا وقتی متر درونی تغییر نکند،نگاه عوض نمی شود
 برای تزکیه باید از ضد ارزشها فاصله بگیریم نه بد مطلق داریم نه خوب مطلق.
 دیدگاه ماست که بدی را میبینیم؛گاهی یک ذره زاویه دید راتغییر دهیم، تصویر عوض می شود.
 ما طبق قرارداد درونمان وتصاویر درونی مان میتوانیم دنیایمان را تبدیل به یک جهنم کنیم وهم می توانیم دنیا راتبدیل به بهشت کنیم 

 

                                                                                                                      برداشتی از سخنان آقای مهندس دژاکام
 

نوشته شده در تاريخ شنبه 13 اسفند1390 توسط حسین رحمتی |

 

گابریل گارسیا مارکز رمان‌‌نویس، روزنامه‌‌نگار، ناشر و می‌توان گفت یک فعال سیاسی است و در آمریکای لاتین، مردم او را «گابو» یا «گابیتو» (در محاورات صمیمانه خود) نام نهاده‌انداو به سرطان لنفاوی مبتلاست و می‌داند عمر زیادی برایش باقی نیست .

.

بخوانید چگونه در این نامه‌ی کوتاه از جهان و خوانندگان خود خداحافظی می‌کند:

اگر پروردگار لحظه‌ای از یاد می‌برد که من آدمکی مردنی بیش نیستم و فرصتی ولو کوتاه برای زنده ماندن به من می‌داد از این فرصت به بهترین وجه ممکن استفاده می‌کردم. به احتمال زیاد هر فکرم را به زبان نمی‌راندنم، اما یقیناً هرچه را می‌گفتم فکر می‌کردم. هر چیزی را نه به دلیل قیمت که به دلیل نمادی که بود بها می‌دادم. کمتر می‌خوابیدم و بیشتر رویا می‌بافتم؛ زیرا در ازای هر دقیقه که چشم می‌بندیم، شصت ثانیه نور از دست می‌دهیم. راه را از‌‌ همان جایی ادامه می‌دادم که سایرین متوقف شده بودند و زمانی از بستر بر می‌خواستم که سایرین هنوز در خوابند. اگر پروردگار فرصت کوتاه دیگری به من می‌بخشید، ‌ ساده‌تر لباس می‌پوشیدم، در آفتاب غوطه می‌خوردم و نه تنها جسم که روحم را نیز در آفتاب عریان می‌کردم. به همه ثابت می‌کردم که به دلیل پیر شدن نیست که دیگر عاشق نمی‌شوند، بلکه زمانی پیر می‌شوند که دیگر عاشق نمی‌شوند. به بچه‌ها بال می‌دادم، اما آن‌ها را تنها می‌گذاشتم تا خود پرواز را فرا گیرند. به سالمندان می‌آموختم با سالمند شدن نیست که مرگ فرا می‌رسد، با غفلت از زمان حال است. چه چیز‌ها که از شما‌ها [خوانندگانم] یاد نگرفته‌ام ... یاد گرفته‌ام همه می‌خواهند بر فراز قله‌ی کوه زندگی کنند و فراموش کرده‌اند مهم صعود از کوه است. یاد گرفته‌ام وقتی نوزادی انگشت شصت پدر را در مشت می‌فشارد، او را تا ابد اسیر عشق خود می‌کند. یاد گرفته‌ام انسان فقط زمانی حق دارد از بالا به پایین بنگرد که بخواهد یاری کند تا افتاده‌ای را از جا بلند کند. چه چیز‌ها که از شما یاد نگرفته‌ام ... . احساساتتان را همواره بیان کنید و افکارتان را اجرا. اگر می‌دانستم امروز آخرین روزی است که تو را می‌بینم، چنان محکم در آغوش می‌فشردمت تا حافظ روح تو گردم. اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم، به تو می‌گفتم «دوستت دارم» و نمی‌پنداشتم تو خود این را می‌دانی. همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت‌ها به ما دهد. کسانی را که دوستداری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آن‌ها علاقه و نیاز داری. مراقبشان باش.

به خودت این فرصت را بده تا بگویی:
«مرا ببخش»، «متاسفم»، «خواهش می‌کنم»، «ممنونم» و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن. هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری. خودت را مجبور به بیان آن‌ها کن. به دوستان و همه‌ی آنهایی که دوستشان داری بگو چقدر برایت ارزش دارند. اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روزی با اهمیت نخواهد گشت. ... . همراه با عشق.

 

نوشته شده در تاريخ جمعه 5 اسفند1390 توسط حسین رحمتی |

از پیشگویی تا وقوع

سونامی شیشه در راه است .این ، جمله ای است که برای اولین بار در سال 1386 از زبان آقای مهندس دژاکام دبیرکل جمعیت احیای انسانی ( کنگره 60 ) شنیده شد .
در آن زمان نه ما و نه دیگران مفهوم این جمله را درک نمی کردیم . با گذشت زمان ، اندک اندک نشانه های این سونامی پدیدار گشت . هر چه زمان می گذشت ، اخبار مربوط به جنایات شیشه ای بر روی تلکس های خبری بیشتر و بیشتر دیده می شد .

در مقطعی دیگر ، مهندس دژاکام اعلام کردند که پیش قراولان موج مصرف کنندگان شیشه از راه رسیده اند .

با هشدارهای مکرر و مصاحبه های متعدد مهندس دژاکام در خبرگزاری های مختلف ، مسئولین به تدریج به وخامت اوضاع در حوزه اعتیاد به مواد مخدر صناعی پی بردند و قوانین جدید در خصوص مواد صناعی مخصوصاً شیشه تدوین گردید .

امواج این سونامی هر روز نزدیک و نزدیکتر گردید تا جایی که ...ادامه در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1 اسفند1390 توسط حسین رحمتی |
یكی از موادی كه از زمان‌های بسیار قدیم تا به امروز به منظور خروج از
حالت تعادل طبیعی مورد استفاده بشر بوده و هست، حشیش می‌باشد.
این ماده، از درختچه‌ای به نام شاهدانه و یا كانابیس به‌دست می‌اید.


موادی‌كه از قسمت‌های مختلف این گیاه به‌دست می‌آید، نام‌های مختلفی دارند؛ مثل بنگ ، حشیش، گرس یا علف(ماری‌جوانا) كه بسته به
مقدار
 THC موجود در آنها از قدرت كمتر و یا بیشتری برخوردار هستند.
THC یا تترا هیدرو كانابینول Tetra Hidro Canabinol، مادة اصلی این
خانواده است كه مقدار آن در قسمت‌های مختلف گیاه متفاوت است. بیشترین مقدار THC
در صمغ یا شیره‌ای است كه از سطح برگ‌های این
گیاه تراوش می‌شود.كه از جمع‌آوری آنها، حشیش كه قوی‌ترین فراورد
 آن است، بدست می‌آید.مادة دیگری كه از این گیاه بدست می‌آید،
بنگ است كه از جوشاندة تركیب ساقه و برگ‌های این گیاه بدست می‌آید
 كه به آن روغن حشیش نیز می‌گویند. مادة دیگر، علف یا گرس یا
ماری‌جوانا است كه از خشك‌ كردن و پودر كردن برگ‌های گیاه شاهدانه بدست می‌آید.
تمامی این مواد، حاوی مادة THC می‌باشد. THC
در گذشته‌های دور به عنوان داروی ضد درد مورد استفاده بوده ‌است
اما با مشخص شدن عوارض و خواص این ماده كه بر روی افراد مختلف متفاوت بود به تدریج استفادة دارویی آن كنار گذاشته شد.

تصور عامة مردم این است كه حشیش یا مواد هم‌خانوادة آن
چون مرفین ندارند پس اعتیاد هم ندارند و اگر دارند اعتیاد یا وابستگی آن روحی و روانی
است در حالیكه اعتیاد به این مواد كاملاً جسمی است و
THC مستقیماً روی سیستم ضد درد یا تولید كنندة مواد شبه افیونی
جسم اثر می‌گذارد و باعث تخریب آن می‌شود.

این سیستم، قوی‌ترین مواد مخدر طبیعی و شبه افیونی را تولید می‌كند
و بعضی از آنها نظیر دینورفین، 200 برابر مرفین خالص قدرت تخدیر و
تسكین‌ دارند. تخریب این سیستم و بروز اختلالات جسمی ، باعث بروز عوارض روانی هم می‌شود. طبق دیگاه كنگرة 60 هر نوع ماده‌ای كه
مصرف آن انسان را از حال تعادل طبیعی خارج می‌كند، روی این
سیستم‌ها اثر سوء و مخرب دارد.
از مهم‌ترین اثرات مصرف حشیش می‌توان به توهم، خیره‌شدن و
خیره‌
ماندن به نقطه‌ای خاص، گریه و خندة غیر طبیعی، پرخوری شدید، اختلال در درك زمان، مكان و فواصل اشاره كرد. مهمترین عارضه طولانی مدت مصرف حشیش ، اختلال در حافظه ، فراموشی و توهمات عجیب و غریب و در نهایت دیوانگی است . بعضی از مصرف كنندگان حشیش كه برای درمان به كنگره 60 مراجعه نموده‌اند ، ادعا می‌كردند از بندگان
برگزیده خداوند هستند و حتی ادعای مهدویت. به راستی چگونه با
مصرف موادمخدر نظیر حشیش كه عملی كاملاً شیطانی است ،
می‌توان بنده برگزیده خداوند شد؟!!


حشیش و مواد هم‌خانوادة آن ، از دیدگاه كنگرة 60 مواد مخدر محسوب می‌شوند و اعتیاد سنگینی نیز به دنبال دارند كه جسمی است
زیرا سیستم تولید كننده مواد شبه افیونی
جسم را از تعادل خارج می‌كندو از تعادل خارج شدن جسم ،
عدم تعادل روانی را نیز به دنبال دارد . در حال حاضر مصرف كنندگان
حشیش كه به آن اعتیاد دارند و برای درمان به كنگره 60 مراجعه می‌كنند می‌توانند اعتیاد
خود را به این ماده مخدركاملاً درمان كنند.

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 27 بهمن1390 توسط حسین رحمتی |
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

ابزار رایگان وبلاگ

طراحی سایت